پاییز هزار رنگ می‌رود

و زمستان سپید رنگ از راه می‌رسد

و در این میان شبی است بلند

به بلندای یک فرهنگ

آئینی رنگارنگ به سان پاییز

و درون مایه‌ای سپید به رنگ زمستان

شب یلدا، شب کنار هم بودن‌ها بر شما مبارک

بگوش باشیم .زبان حال خیلی از ...

عشق فقط عشق علی...بی ذالفقار

رهبر فقط سید علی ...بی ذالفقار

دمشق فتنه شد بغداد و توفان بلا آبش

به چشم من ز هجر آنکه بی ما میبرد خوابش

مگر باد صبا گوید نشان آتشین رویی

که گه در خاک میجویم نشان و گاه در آبش

شاهرگ های زمین از داغ باران پُر شده است
آسمانا! کاسه ی صبر درختان پُر شده است

زندگی چون ساعت شماطه دار کهنه ای
از توقف ها و رفتن های یکسان پُر شده است

چای می نوشم که با غفلت فراموشت کنم
چای می نوشم ولی از اشک، فنجان پُر شده است

بس که گل هایم به گور دسته جمعی رفته اند
دیگر از گل های پرپر خاک گلدان پُر شده است

دوک نخ ریسی بیاور، یوسف مصری ببر
شهر از بازار یوسف های ارزان پر شده است

شهر گفتم؟! شهر! آری شهر! آری شهر! شهر
از خیابان! از خیابان! از خیابان پُر شده است
👤فاضل نظری

دیگر از زلفِ سیاهت، گِـله ای نیست برو
یـا اگر هست، مرا حوصله ای نیست برو

خسته از مکرِ بـرادر ، منِ افتـاده بـه چاه
یوسفِ بختِ مرا "قـافلـه ای" نیست برو

بختِ من خواب شدو در پۍِخوابم دیدم
بـر لبِ تـازه عروسم "بلـه ای" نیست برو

من دلـم پیـشِ کسی آنورِ دنیا گیر است
گر چه تا منزلِ تـو "فاصله ای" نیست برو

هـر مسافـر بـرسد، قلـبِ مـرا می شکند
در نمـازِ مـن اگر ،"نافلـه ای "نیست بـرو

از ازل گفـت خـدا زاده ی تنهـا شـدنی
همه رفتند، تو هم مسئله ای، نیست برو

من ومعشوقِ خیالم همه شب در جنگیم
دیگر از زلفِ سیاهت، گِـله ای نیست برو

#احمد_جم