دلم یه عالمه حرف داره که فقط خدا شنواش هستش.دلتنگ .دلتنگی یه التماس دعای یه طفل معصومم .حس میکنم آدم خوبی نبودم که حرفهای اون بچه رو به اهل بیت رسوندن ونشنیده گرفته شد.دلم پر از بی تابی وحرفه.خدای بزرگ کمک کن اون طفل معصوم رو حرفهای دلتنگیش رو بشنو خودت آرامش بده بهشون.خدایا رحیما کریما به عزتت سالم وصالح باشند...
•°🌱
دردم زیاد بود و طبیبی مرا ندید
دردم زیاد بود و دوایی نداشتم
گفتم مگر امام رضا چارهای کند
ای وای اگر امام رضایی نداشتم
#اَللّهُــمَّ_عَجـِّـل_لِوَلیِّــکَ_الفَــــرَج
امروز آخرین جمعه ماه صفر وماههای عزاداری هستش.اجرک الله یا صاحب ألزمان.عذر خواهی مارا بپذیرید کم کاری کردیم در غم واندوه عزیزانتان.اندک اشکی جاری بود اندک غمی بر دل.جهان بر تمام مصیبتهایتان گریان است.ما لایق نبودیم.
آقاجان مولای ما سرور وعزیزما...
مارا ببخشید وبرایمان دعا کنید دوستتان داریم هرچند روسیاهیم.
بحق همین عزیزانشان.بحق مهربانان عالم هرچه زودتر ظهور کنید ما بلد نیستیم دعایتان کنیم اما ته دلهایشان عاشقانه منتظر آمدن تان هستیم...
دوستتان داریم
تولد آدما اوایلش قشنگن میشماریم تا قدکشیدن وزیبا شدن وجوان شدنشون رو ببینیم اما از یه سنی آدم یه حسی داره به تولدش.
تا شاید 3یا 4سال پیش اصلا حس بزرگ شدن نداشتم.فکر میکردم همه دارن بزرگ میشن جز من.اما یه مدنیه حس میکنم واقعا دارم روزگاری رو میگذرونم که باید از کودکی کوچک بودن خارج بشم.
مخصوصا امروز که تولدمه ویجورایی برام پراز خاطرات وهیاهوی عجیبیه
هرادمیزادی یه روز بدنیا میاد اون روز براش سند سنش هستش.منم امروز بدنیا اومدم وسنم بالاتر رفت.خدایا شکر بابت نعمت حیات.وکمکم کن تا بتونم به اهداف انسانی که دوست داری برسم.من از دنیای بانفسات میترسم...
رحلت عظیم وجانگداز خاتم انبیا
بوی غم می آید از شهر رسول
بوی اشک حیدر و آه بتول
آسمانی ها همه دل بی شکیب
بر لب شیر خدا امن یجیب
لحظه ها لبریز از دل وا پسی
فاطمه گریان ز داغ بی کسی
می چکد بر گونه ها با صد محن
دانه دانه اشک از چشم حسن
اینک، غم گرفته عالمین
بغض کرده گوشه ی خانه حسین
در میان حجره ای غرق ملال
آیه های اشک می خواند بلال
لحظه های اخر پیغمبر است
روح هستی در میان بستر است
با دلی محضون به حال احتضار
چشم های خسته ی او اشک بار
اشک او از بی کسی حیدر است
قصه نامردی و میخ در است
گوشه ای گرم نیایش با خدا
می برد بالا علی دست دعا
اهل بیت خویش را با اشک و آه
در وداع آخرین دارد نگاه
گاه گوید با علی از غسل و قبر
درد دل با چاه و مظلومی و صبر
گاه گوید با غم و درد و محن
غم مخور هستی من زهرای من
بعد من حامی دست حق شوی
اولین کس تو به من ملحق شوی
بعد من اجر رسالت هیزم است
هستی ام در آتش نا مردم است
اشک او تصویری از حق نمک
در میان کوچه ها غصب فدک
آسمان را رنگ نیلی می زنند
بین کوچه بر تو سیلی می زنند
قطره قطره اشک او دارد سخن
از دل و لب های پر خون حسن
در نگاه آخرش راز مگوست
حرف ها از بوسه زیر گلوست
📩برایِ تمامِ کسانی که این پیام را میخوانند:
خدایا با چیزی که قلبشان را شاد
و شکستگیِ دلشان را رفع کند
غافلگیرشان کن. آمین🤲
این مواقع به خدا میگن «جبّار»:
در عربی یعنی شکسته بند و جبران کننده❤️🩹
♦️ یکی حرف حقی زد؛ گرمای اربعین رو ما تحمل کردیم.
عرقش رو ما ریختیم.
سختیشو ما کشیدیم.
یکسری دیگه دارن میسوزن!
دنیای عجیبیه..
سلام
اینبار هم خدارو شاکرم درحیاتی دوباره عشق رو دیدم.إن شاالله درمماتم در لحظه جان سپردنم دستم رو بگیرند وایمانم را بواسطه این بزرگواران محفوظ بدارند.
2شهریور سال 1402بالاخره راه افتادیم بطرف مهران.جمعیت شلوغ بود اما روان.بعد از کلی راه رفتن از این طرف مرز به ترمینال آن طرف مرز سوار یه ون شدیم و راهی اول کربلا.امام حسین نظر لطفی کرد ومارو پذیرفت و بدون هیچ راه رفتن و سختی یه حسینه نزدیک خیابان باب القبله که صاحبش ابو فوأدبود پذیرفته شدیم
القصه...
دوشبی در جوار امام حسین علیه السلام مرد باغیرت حرم حضرت عباس بودیم.انقدر بخلوتی رسید که یه بار نماز هم زیر قبه خواندیم.یکشب کاظمین ویک شب سامرا وسید محمد ودوطفلان مسلم وبعد راهی نجف اشرف.که متاسفانه زیارت ما از دور بود بخاطرشلوغی حرم برای خانم ها بسته بود.کوفه و اعمال های باشکوهش.وروز چهارشنبه عصر شروع به پیاده روی کردیم.بعد از 4روز به کربلا رسیدیم.از دور زیارت اربعین وباچه سختی به ماشین پیدا کردیم و به مرز برگشتیم...
إن شاالله خدا از همه قبول کنه .دعاگوی بزرگواران بودم
مارو بسیار دعا کنید